در راه برایت
سوت می زدم
آواز می خواندم
و گاهی ماه را نگاه می کردم
از حصار پشت پنجره
نگاهم نمی کنی
آوازم نمناک تر می شود
و دلم عاشق تر
دیوار ها به من فکر می کنند
و زمین صدایم می کند
آوازم آرام می گیرد
و برای نگاهت
شبی دیگر
خواهم آمد
در راه برایت
سوت می زنم
آواز می خوانم
|